160- به آرامی آغاز به مردن میکنی

ترجمه: احمد شاملو

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده‏ عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی،
که حداقل یک بار در تمام زندگیت
ورای مصلحت‌اندیشی بروی. 
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن!

 

 

/ 3 نظر / 8 بازدید
برینسس

غیر از چیزهای دیگه که میشه از این پشت یاد گرفت چیزی که یاد گرفتم اینه که از فردا لباسای رنگ وا رنگ بوشم برم سرکار اخه تا الان همش مشکی وسفید میپوشیدم

برینسس

خب خورشید جون چه خبرا ؟ هیچوقت از کارت واسم نگفتی تعریف کن کمی ببینم

مریم و محمد(انتظاری عاشقانه)

بله سلام خب آدرس میخواستم دیگه. مریم الان رفته خونه. با موافقت نامه که برگشت(انشاالله) مزاحمتون میشیم در مورد اصفهان... ممنون از محبتتون به ما[گل]