77 - عملیات


پنج بار دیگه نقشه رو مرور کرد.منتظر فرصت مناسب بود.دیگه موقع عملی کردنش بود.حرکت کرد و آروم آروم از بین چندتا مانع رد شد.کسی نبود بلاخره رسید.تا دستش رو دراز کرد....اون سیب زمینی ها مال شامه، ناخنک نزن بچه.عملیات لو رفته بود.

Boy

/ 4 نظر / 8 بازدید
دیوونه

هههههههه[چشمک] حالا خوبه این بچه است مارو بگو که هنوزم که هنوزه از این کارا میکنیم وگاهی وقتا لو میریم

luna

سلام.تازه با وبتون اشنا شدم خیلی خوبه بهتون تبریک میگم. ببخشین خانمی که اسمتون رو ..دیوونه.. گذاشتین یه سوالی دارم وقتی بلاگفا قات میزنه کی درست میشه[سوال] راستش من یه دوستی دارم وبلاگش تو بلاگفاس و ادرسی ازم خواسته و منم هرچی میرم باکس نظرات باز نمیشه[افسوس] میدونید میترسم ازم دلخور شه اگه راه حلی هس بهم نشون بدین[اضطراب] ممنون خورشید جاودان عزیز

دیوونه

سلام به خورشید جاودان ولونای عزیز جواب اون سؤالي كه ازم پرسيدين رو نميدونم لونا جان این بلاگفا سرویس دهیش هرچند وقتی یه بار اینجوری میشه راه حلی هم نداره باید صبر کنی[خنثی]