53- چشم شور من و همه چیز نا آرومه

انگار خودم خودما چشم کردم

همچین که پست قبلیم را نوشتم یک دفعه همه چیز زیر رو شد . اینقدر ناگهانی ورق برگشت که گریه کردم .نگران

یک خانم و اقایی روز یکشنبه اومدند موتوری را که میخواستیم بفروشیم دیدند و از اون خوششون اومد ولی سر قیمت به توافق نرسیدیم .فردای اون روز دوباره زنگ زدند و گفتند که $۵٠٠ تخفیف میخواند . ما هم گفتیم نمیتونیم اینقدر تخفیف بدیم.

دوباره دیروز زنگ زده بودند و پیغام گذاشته بودند . خلاصه امروز با کلی چک و چونه اومدند که موتور را ببرند . آقای خریدار باید مشخصات خودش را در سند موتور مینوشت که نمیخواست بنویسه .آقایی ما هم گفت اینجوریکه نمیشه من باید بدونم موتور را به کی دارم میفروشم

یک دفعه اون آقای خریدار زد رو دنده عصبانیت و فحش دادن . تازه بیشعور به آقایی من گفت تروریستنگران

من اینقدر ترسیده بودم . اخه از دعوا خیلی میترسم .

خدارا شکر علی رغم اینکه فکر میکردم هر لحظه است که مهربان همسر آمپرش بره بالا و یک چیزی در جواب آقای احمق بده ولی هیچی نگفت فقط گفت من هم سطح تو نیستم که بخوام جوابی بهت بدم .

اون آقاهه هم نمیدونم مست بود دراگ زده بود . خلاصه چه مرگش بود همینجوری فحش میداد . خانومی که همراهش بود ساق سمت راستشا خال کوبی کرده بود و مدام سیگار میکشید . یک پیرمرد و یک پسر دیگه هم باهاشون بودند . اونا هیچی به مردک بیشعور نگفتند.

الان که ١ ساعتی از ماجرا میگذره من هنوز بغض تو گلومه فکر کنم منتظر یک بهونم که بزنم زیر گریه . این وقتها غریبی بیشتر دل آدم را به درد میاره

طبق معمول همیشه وقتی ناراحت میشم مثل اسب آبی شکمو میشم

یک ماکارانی خوشمزه درست کرده بودم که تقریبا تمامش کردم

بعدشم باز با همون حالت عصبانیتم یک لیوان بزرگ چایی و یک عدد مافین بزرگ خوردم

خدا را شکر که میرم ورزش وگرنه عذاب وجدان از این همه پرخوری همین امشب میکشتمخجالت

خلاصه هم چیز بهم ریخته و دل پر آشوب و نگران من حالا حالاها آروم نمیشه

همش به آقایی میگم نکنه طرف بیاد و یک بلایی سر موتورمون بیاره. آقایی این وقتها اصلا نمیترسه ولی من همش دلم شور میزنه و تازه شبها هم خواب بد میبینمسوال

خلاصه الان همه چی نا آرومه

/ 3 نظر / 6 بازدید
مریم و محمد(انتظاری عاشقانه)

سلام ای وای چه مصائب داره غربت... اونجا 110 نداره[لبخند] بیا بعد میگن ما جهان سومیم. اینجا نه تنها 110 داریم 115 125 هم داریم...... متشکرم که به ما سرزدین و مریمی رو دلداری دادین. امیدواریم همه چی آروم بشه... البته هست شما کمی نگرانید که ان شاالله رفع میشه... به امید روز های آروم براش شما عزیزان دوستدار شما مریم و محمد[گل]

میناومحمد

سلام دوست جونم.مرسی بهم سرزدی.امیدوارم دوباره همه چی اروم بشه.راستی لینکت کنم؟بازم اپیم بیای خوشحال میشم.[ماچ]

ديوونه

ببخشيدا من اول اون يكي پستتون رو خوندم ونظر گذاشتم دقیقا از همون جمله ای که خوشم اومده بود اینجا برعکسش نوشتی .. ارزو میکنم هرچی زودتر همه چی دوباره اروم شه