36- برف مورد علاقه

بالاخره اینقدر دعا کردم تا اون برفی که به دلم بچسبه اومد .اینقدر برف اومد که درختها هومن جوری شدند که من دلم میخواست .رو شاخه هاشون پر برف سفید

خدایا مرسی که اینقدر منا دوست داریلبخند

البته فقط یک مشکل کوچیک درست کرد .ماشین مهربان همسر که هر روز باهاش میرفت سر کار از وقتی هوا سرد شد بعی وقتها روشن نمیشد که یکبارش تو پارکینگ محل کار اون بود و یک دفعه دیگه هم دست من بود که باهاش رفته بودم کالج که البته اینقدر سماجت کردم تا روشن شد .

ولی 2 روز پیش مهربان همسر از پمپ بنزین زنگ زد که برم دنبالش چون بعد از بلعیدن یک باک پر از بنزین دیگه روشن نشده بود .خلاصه ما هم اونا تو کوچه کنار پمپ بنزین رهاش کردیم تا وقتی که مهربان همسر وقت داشت ببره درستش کنه

ولی دیروز که قرار شد برف بیاد اعلام کردند که هیچ ماشینی نباید کنار خیابان یا تو کوچه ها پارک شده باشه . چون اونوقت نمیتونند کوچه ها را تمیز کنند .منم به مهربان همسر گفتم که بریم سراغ ماشین که ممکنه ببرنش .خلاصه زنگ زدیم به یک کمپانی که یک ماشین بفرسته و ماشین خرابمونا بیاره خونمون .

 

/ 5 نظر / 6 بازدید
رها

سلام خورشید جاودان من یکی‌ از خواهرا هستم و می‌خوام از حضور گرمتون در وبلاگ مون تشکر کنم و از نذراته قشنگتون لطف کردین وقت گذشتین و پست هارو خوندیم امیدوارم در آینده هم به ما سر بزنین و با نظرات تون خوشحالم کنید من هم مانند شما برف رو خیلی‌ دوست دارم و امیدوارم اینجا هم برف باید

سحر

سلام خورشید جونم خوبی من چند روزی مسافرت بودم و اونجایی که بودم دور از تمام امکانات زندگی مدرن بود و راستش واقعا لذت بردم فقط گاهی وقتها همش می گفتم کاش رفته بودم یه جایی که حداقل می تونستم یه سر به دوستام بزنم دل من خیلی تنگ شده بود واسه دوستای اینجام به هر حال امیدوارم که این چند روزه حسابی روزهای خوبی بوده باشه برات و بهت خوش گذشته باشه راستی ولنتاینت هم مبارک باشه ببخشید که نبودم زودتر بهت تبریک بگم بوسسسسسس [ماچ]

دیوونه

چقدر باید درختها قشنگ شده باشند ولی این مشکل ماشین خیلی ادمو اذیت میکنه نه؟من که فکر میکنم باید اینجوری باشه

دیوونه

این منم که همیشه سوئيچم گم شده و موقع بیرون رفتن دنبالش میگردم[زبان]