147- سالروز

سلام به خودم به مهربان همسرم و به همه عزیزانی که مهمون من در این خونه مجازی هستند .

یادمه مدرسه که میرفتم یک برنامه ای از رادیو هر روز صبح که اگه اشتباه نکنم بین ساعت ۶:٣٠ تا ٧ که اخبار ساعت ٧ بامداد بود پخش میشد به نام گذری بر صفحات تاریخ من اهنگ اون برنامه را خیلی دوست داشتم و هنوزم صداش تو گوشم هست و البته محتوای اون هم جالب بود هر روز بعضی از اتفاقاتی که در طول تاریخ در اون روز افتاده بود را مطابق با تاریخ میلادی و هجری و قمری میگفت مثلا میگفت ۶٨٩ سال پیش در چنین روزی مطابق با ١۵ جمادی الاول ١١٢۵ هجری قمری و ١۶ آذر ١٢٧۶ و ١۴ سپتامبر ١٩٣٢ جرج اول دار فانی را وداع گفت .

حالا هدف من از این همه مقدمه سرایی این بود که بگم امروز دومین سالروز شروع زندگی مشترک من و مهربان همسره

٢ سال پیش در چنین روزی ١۴ سپتامبر ٢٠٠٨ مطابق با ٢۴ شهریور ١٣٨٧ ساعت ۴:٣٠ بعد از ظهر من و مهربان همسر در فرودگاه همدیگرا بغل کردیم و من به مهربان همسر گفتم بیا همینجا عهد و پیمان عشق و دوستی و وفاداری را برای شروع زندگی مشترک با هم ببندیم.

البته غیر از این ٢ سال که شروعش شهریور ماه بود آشنایی من و مهربان همسر هم در شهریور ١٣٨۵ بود . جالبه که تاریخ تولد من در شناسنامم هم ١۵ شهریوره .البته تاریخ واقعی تولدم ١۶ آذره  ولی بابای بنده شناسنامه منا ۶ ماه جلوتر گرفت که یکسال زودتر برم مدرسه . البته این کاریه که برای هر ۴ تاهامونه ما ۴ تا خواهر برادری تاریخ تولد شناسنامه ایمون شهریوره

خورشید جاودان سالروز شروع زندگی مشترک و ورودت به اینجا مبارک

/ 9 نظر / 9 بازدید
luna

سلام خاله جون تبریک...[هورا][دلقک] تبریک...[هورا][دلقک] من کیک میخوام یالا... به اونشون( به خاطر تو نمیگما خسیس خان) بگو برام کیک خامه ای شکلاتی بگیره...[خوشمزه] مخصوصا که عروسی تون من نبودم ولی اشکالی نداره به کوچیکی خودم میبخشمتون دیگه کیک کیک کیک شکلاتی اشکالی نداره دانشگاه خوش بگذره... ایول پس من یه خاله دانشمند دارم راستی رشته ت چیه خاله؟؟؟؟؟

مریم و محمد(انتظاری عاشقانه)

سلاااااااااااام مبارک باشه.... چه جشن و سروری هست امشبااااا. تبریک میگیم بهتون این روز شیرین رو براتون و امیدواریم تو اون به قول خودتون غربت در کنار هم جشن زیبایی داته باشید. اون تقویم تاریخ منم یادمه اما همش وای نه که خوابالو بودم میگفتم بیا سر صبحی چه حالی دارنااااا. براتون آرزوی روزهای خوبی داریم و امیدواریم از لحظه لحظه با هم بودنتون لذت ببرین و سال به سال پیمانتون محکم تر و عشقتون بیشتر بشه... براتون آرزوی سلامتی میکنیم. دوستدار شما مریم و محمد[گل]

شهره.م

سلام دوست خوبم تاریخ پیوندتون رو نمی دونستم ,‌ولی امروز صبح که اومدم سرکار , دیدم یه اس ام اس دارم :‌همراه اول تولدم رو تبریک گفته بود!!!!! یادم افتاد که تاریخ تولد شناسنامه ای من هم شهریوره ,24 شهریور!!!!! بابای من هم دوست داشت من هم زودتر برم مدرسه , ‌این شد که به جای دی , برام شهریور شناسنامه گرفتند سالگرد پایان "من"‌بودن و آغاز "ما"‌شدنتان مبارک عزیزم[ماچ]

افسانه

تبريك مي گم بهت عزيزم. اميدوارم سال هاي سال در كنار هم خوشبخت و خوشحال زندگي كنيد. [گل][گل][گل]

دیوونه

اي قربونت برم من خانومي مباركه وايشالا ساليان دراؤ در كنار مهربان همسر زندكي بي درد سري داشته باشي[بغل][ماچ] اين روزا خيلي دلتنكت ميشم

آلوچه

مبارکه :)

هاني

سلام [لبخند][گل] سالگرد يكي شدنتون رو تبريك ميگم اميدوارم سالهاي سال با خوبي وخوشي زير سقف آبي آسمون زندگي خوبي داشته باشين و زندگي هواي ابري رو از شما دريغ كنه تا هميشه آسمون زندگيتون صاف باشه وخورسيد جاودان بدرخشه

هاني

سلام به همگي لونا جونم پرنسس آلوچه و.....خيلي دلم براتون تنگيده بود راستي نماز روزه هاتون قبول وعيدتون مبارك (دقيقا با 7 روز و 23ساعت و13 دقيقه تاخير[نیشخند])

هاني

ببخشيد من خنگيم دوباره اود كرد يادم رفت بگم بابا شما چه حوصله اي داشتين هم صبح زود بيدار ميشدين هم به تقويم تاريخ گوش ميكردين من از اول دبستان تا زماني كه درسم تموم شد موقعي كه 8 كلاس داشتم 7:30 بيدار ميشدم حتي زمانيكه يوني (دانشگاه منظورم بود) مي رفتم با ماشين 25 دقيقه از خونه تا يوني فاصله بود من اگه زحمت ميكشيدم 7:15 دقيقه پا ميشدم[نیشخند] راستي منم متولد شهريورم[چشمک]