13-بازگشت مهربان همسر

بالاخره دقیقه ٩٠ سوار هواپیما شد و برگشت وقتی رفتم فرودگاه دنبالش شوک شدم نمیتونستم بفهمم چقدر خسته است آخه غم از دست دادن پدر از یک طرف و رفت و آمدهایی که مجبور شده بود داشته باشه باعث شده بود شمال تا جنوب ایران را تو روز آخر سفر کنه

خلاصه مهربان همسر که آخرین دیدارشا با پدرش رو تخت بیمارستان و اونم در حالت کما داشت حالا حالاحا غصه داره اگرچه همه تلاش خودشا میکنه که غصه هاشا بروز نده ولی منکه میفهمم ناراحتناراحت

 

/ 5 نظر / 6 بازدید
غریبه

گفتی که ناله‌ی تو به یار تو می‌رسد آنجا که ناله می‌رسد آنجا مرا رسان ما چون نمی‌رسیم بدان آرزوی دل یارب تو آرزوی دل ما به ما رسان

رهگذر

سلام وبلاگ جالبي داري دوست عزيز اگر مايل به تبادل لينك بودي واسم كامنت بذار موفق باشي

سحر

سلام بهتون تسلیت می گم عزیزم ممنون که من رو خوندی باعث دلگرمیه منه که یکی بتونه بفهمه من رو

سحر

راستی می تونم ازت خواهش می کنم که بهم بگی که چطور روی وبلاگت آهنگ گذاشتی و کد آهنگ رو از کجا آوردی و اینکه توی وبلاگت توی کدوم قسمت گذاشتی ؟؟ خواهش می کنم هر جوری که می تونی کمکم کن خیلی وقته که دنبالش هستم اما نمی تونم

دیوونه

تسلیت میگم هرچند که دیره اما ببخشین دیگه از طرف من به اقایی تون هم تسلیت بگین البته اگه صلاح دیدین چون ممکنه دوباره غمشون تازه بشه[خنثی]