128- مردان مریخی زنان ونوسی

 

مرد از راه می رسه ناراحت و عبوس !
زن: چی شده؟
مرد: هیچی (و در دل از خدا می خواد که زنش بی خیال شه و بره پی کارش)
زن حرف مرد رو باور نمی کنه: یه چیزیت هست. بگو!
مرد برای اینکه ثابت کنه راست میگه لبخند می زنه !
زن اما می فهمه که مرد دروغ میگه: راستشو بگو یه چیزیت هست !
تلفن زنگ می زنه...
دوست زن پشت خطه ...،ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن .
(مرد در دلش خدا خدا می کنه که زن زودتر بره )
زن خطاب به دوستش: متاسفم عزیزم...جداً متاسفم که بدقولی می کنم. شوهرم حالش خوب نیست و نمی تونم تنهاش بذارم!
مرد داغون می شه !
"می خواست تنها باشه"
*******
مرد از راه می رسه زن ناراحت و عبوسه !
مرد: چی شده؟
زن: هیچی ( و در دل از خدا می خواد که شوهرش برای فهمیدن مساله اصرار کنه و نازشو بکشه)
مرد حرف زن رو باور می کنه و میره پی کارش !
زن برای اینکه ثابت کنه دروغ می گه دو قطره اشک هم می ریزه
مرد اما باز هم نمی فهمه که زن دروغ میگه.
تلفن زنگ می زنه...
دوست مرد پشت خطه ... ،ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن .
(زن در دلش خدا خدا می کنه که مرد نره )
مرد خطاب به دوستش: الان راه می افتم!
زن داغون می شه !
"نمی خواست تنها باشه"
*******
و این داستان سال های سال ادامه داشت و زن و مرد در کمال خوشبختی و تفاهم در کنار هم روزگار گذراندند....
 
/ 7 نظر / 13 بازدید
رویا.ت

سلام . دقیقا مثل زندگی همه ی ما!! من که این کتاب رو دادم فرهاد بخونه گفت:" ای بابا شما زنا دوست دارین ما از روی این کتاب و دلخوش کنک با شما رفتار کنیم ؟! " بعد هم تموم نکرده ولش کرد!!

صحرا

سلـــــ ام ... خوبـــــی دوستـــــ مــــ ن؟؟ ...از وبـــــ لاگت خوشـــ م اومــــد اگه موافقـــــ باشی منو لینـــــ ک کن...منم لینکت میکنم فقط بگو با چه اسمی...![لبخند]نظر یادت نره ها...به منم حتما سر بزن...[قلب]

luna

سلام میگم ها خاله ای وقتی این چیزا ها رو میبینم یا هم که بخونم ییهو دلم هوری میریزه پایین!!!! راستش من میفکرم منو دیمن از این مشکلا پیدا نکنیم [خنده] چون من اهل گیر دادن تو ناراحتی ش نیستم!! ینیا دیگه از رو داداش بابام عادت کردم به این اخلاق خودمم که خوشحال میشم موقع ناراحتیم پاشه بره چشمم بهش نیوفته پا نشم بزنمش [قهقهه][قهقهه] " البته که شوخی کردم بعضی جاهاشو [چشمک]" " فدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا [بغل]" "[قلب]"

luna

خاله اینو ببین http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=5pTkMKQHN_k

luna

اااا خاله قرار نیستا به دیمنم تیکه بندازی[قهقهه][خنده] حالا یه چند باری سیلی خورده خو من که دلم نمیاد بزنمش[خجالت] [قهقهه]

luna

بعله بعله ما اینیم دیگه [نیشخند]