109- لونا کجایی؟

اطلاعیه

 اگر از لونا نشانی دارید اونا معرفی کنید به اینجا و جایزه بگیرید

 

الان ٢ روزه که از خواهر زاده عزیزم خبری نیست همه جا سراغشا گرفتم از

اداره پلیس گرفته ...تا

نیروی دریایی

 آتشنشانی

 

گفتم شاید به دلیل حضور زیاد و فعالیت شدید در ارتش همونجا خواب مونده باشه که نبود.

حدس زدم شاید مجبور شده یک جورایی زیر آبی بره گفتم براش کپسول اکسیژن بفرستم که اونجا هم نبود .

آخرین مورد که احتمال زیادی میدادم بتونم پیداش کنم این بود که جایی آتیشی چیزی به پا کرده و خودشم گرفتارش شده که بازم نبود .

الانم نا امید و خسته میخوام براش بنویسم که لونا جان کجایی خاله گریه

خاله داره از دوریت و دلواپسی پس میوفته .خودتا زود برسون وگرنه خدایی نکرده زبونم لال ...یک بلایی سرش میاد .ابرواونوقت این خونه مجازی بیصاحب میشه و معلوم نیست چه اتفاقی براش بیوفته ها . نمیخوام خونم هر جا هر جایی بشه و دست هر کسی بیوفته . بخاطر اونم که شده بیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

/ 13 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دیوووونه

راستی این خونت که میخوای 6 دنگش به نامم کنی رو جایی نگو یه وقت کسی میاد ادعاش میشه واز این حرفا[چشمک]

خورشید جاویدان

پرینسس عزیز من دارم میرم بیرون خرید . حواست به در باشه اگه این دختره اومد (لونا) جای من گوششا بکش[بغل][ماچ] تو چیزی بیرون نمیخواهی ؟[سوال]

فرمانده ارتش طفلکی های مورد توجه لونا

سلام خاله لونا اینا... والا ما هم دنبال این طرف کردیم نمیدونیم کجاست[عصبانی] انگارکی طبق گزارشات رسیده داره واسه وبلاگ جدیدش به طور شبانه روزی مطلب جمع میکنه و در حال ترجمه اخبار از انگلیسی به فارسیه تا مثلا تو وبلاگ تحفه اش بزاره[عصبانی][عصبانی] تازه این یه روزی هم که اومد این بادگانو به نمک کشیده........ قد دریاچه ارومیه نمک اینجا گذاشته و سربازای بدبخت الان یه روزه در حال جمع کردن و ریختن این نمک ها بیرونن تا بنده خداها لااقل سر با نخوابن[اوه][اوه][اوه] اونطوری که ما میدونیم قرار بود بیایم واستون خجالت بکشیم اما اگه شما میگین باید واستون منت بکشیم فکر کنم اگه بخوایم دوتاشم کامل بکشیم رنگ کافی نداریم بس شما میگین بیشتر منت بکشیم یا خجالت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خلاصه اگه این فراری رو بیداش کردین به جای ما هم دو دست کامل کتکش بزنین[عصبانی][عصبانی][عصبانی] مخلص شما فرمانده ارتش سربازی های طفلکی مورد توجه لونا

نمکدون مرکزی

سلام خاله نمکدون گور به گور شده ما به جان عزیزم فلفل اقا نمیدونم این چطوری دلش میاد هر جایی رسید نمک بریزه انقدر بهش گفتم برو خونه خالت انقدر دل این بنده خدا رو نلرزون گوش نمیده که[عصبانی] خلاصه شما هم از سر تقصیراتش بگذر انگار طفلی داره واسه وبلاگش عکس و مطلب جمع میکنه چشاش چارتا شده[شرمنده][شرمنده] شما بزرگوار ببخشش[تلفن][تلفن][تلفن] الهی بینوکیو شم اونم اینجوری[دروغگو]اگه دروغ بگم الان لونا بنده خدا از بس تو خونه خجالت کشید همه دیوارامون خط خطی شد بش گفتم برو یه ذره به شهرداری کمک کن لااقل رنگ های مصرفیت به درد بخوره[متفکر][متفکر]

Luna

سلام خاله گلم الهى بميرم ناراحتى خالمو نبينم! فدات شم من كه به فكرمى! انقدر خوشحال شدم ديدم شرمندتم خانم گل غلط كرد اين لونا!! ديگه بيخبرت نميزارم عزيز! انقدر خوشحال شدم ديدم بخاطرم پست گذاشتى باور نميكنى! فقط بگم امروز بعد 2 روز يه دل سير خنديدم!!! آخه بيشتر از اينكه بيزى باشم كلافه و خسته شده بودم اشكم در اومد از خستگى! شما ببخشيد من شرمندم! خدائيش دلم واسه شما و پرنسس عزيز يه ذره شده بود... منم اميدوارم كارم زودتر درست شه. خاله جونم به اندازه يه دنيا خوشحالم كردى! فدات شم انقدر مهربونى! اينروز هيچوقت يادم نميره! بخشيدى لونا كوچولوتو؟؟ ديگه نبينم حرف از رفتن بزنى كه باور كن لونا زودتر رفته اون دنيا ها!!! ببخش منو اخه من هر جا باشم خاله گلم فراموش نميكنم اين دو روزم اشتباه شد.غلط كرد. شما ببخش...

ديوووونه

خب الحمد لله اين لونا ي شيطون هم بيدا شد تو خجالت نميكشي لونا ولي مثل اينكه زياد كشيدي حالا از اين به بعد ديكه نه ببينم خاله ات رو نكران بذاري ولازم نكرده بعدش بشيني خجالت بكشي [عینک] حالا من ميخوام بدونم اين سرخ بوست ها ججوري ولت كردند بياي اينور[زبان] بس كه شيطوني وبلا يادم رفت بهت بكم رسيدن به خير [خجالت]

ديوووونه

خورشيد جونم اينم از خواه زاده ي شيطونتون ديدي بيداش شد جشمت روشن [لبخند]

luna

سلام برنسس جونم من کجا رفتم بیش سرخبوستا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خجالتم به جان خودم خیلی کشیدم دیگه رنگ تموم کردم تو مداد رنگیاتو قرض بده بازم بکشم[قهقهه][قهقهه]

دیوووونه

کی گفته من مداد رنگیامو به کسی قرض میدم دیدی طرف خاله ات رو گرفتم[چشمک] مدادرنگیامو نمیدم فردا دوباره غیبت میزنه وپسش نمیدی

Luna

دستت درد نكنه خانوم! انگارى منو اينجا تنها گير اوردينا!! بزار سرباز فداكار برگرده ميگم اونم طرف منو بگيره هرچند كه اون طفلك سرش شلوغ تر از اين حرفاس! مدادرنگياتو نميدى خسيس؟؟ حقا كه دوست خاله خسيسمى!! كه يه شكلات خاليم تعارف نميزنه!!! حالا اين خاله خسيس ما كجاست؟شكلات نخواستيم بابا... ببين پرنسس جون از الان ميگما يا دوتايى شكلات ميگيريم ازش يا من تمام شكلاتاى خاله رو تنهايى كش ميرم!!!! نظرت چيه؟؟؟