167- خورشید زندگی

چند روزیه که هوا همش آفتابیه . هفته گذشته با تغییر ساعت مهربان خورشید هم مهربونتر شده بود و هر روز به من و همه اونهایی که دوستش دارند سلام میکرد و تا وقت خدا حافظی کنارمون میموند . یادمه که دنبال خونه شمال جنوبی میگشتم منظورم ٢ سال پیشه و قتی تو اینترنت دنبال خونه میگشتم و بعد با آقایی میرفتیم و خونه ها را میدیدیم بهش میگفتم دلم میخواد اگه قرار باشه فقط یک طرف خونه پنجره داشته باشه پنجره ها رو به جنوب باشند چون طلوع و غروب خورشید و چرخش اون تو آسمون همیشه در بهترین موقعیت نسبت به پنجره است ؟ یادمه خونه ای که توش بزرگ شدم یک اتاق داشت که یکی از پنجره هاش رو به غرب بود یعنی همون جایی که خورشید غروب میکرد . تابستون که میشه اون اتاق بعد از ظهرها میشد شبیه کوره آجر پزی

و الان این خونه را خیلی دوست دارم .

ساعت ١٠ صبح روز شنبه من نشستم پشت میزی که پنجره اتاق روبرومه . و خورشید داره با چشمام بازی میکنه . گهگاهی سرم را جابجا میکنم و نیم نگاه یواشکی به اون میندارم و میگم مرسی که اینقدر گرمی

 

/ 4 نظر / 8 بازدید
برینسس

خوبه تو میگی مرسی که اینقدر گرمی ما باور نمیکنیم یه روز هوا ابری باشه اونقدر نذر ونیار میکنیم که افتابی نشه بی که افتاب وخورشید میبینیم ما ولی فرداش دیگه طاقت نداریم ابری باشه چون داتنگ خورشید وافتابش میشیم

زهرا

سلام وعرض ادب . نگارا عید قربان است قربانت شوم یا نه ؟ / نگفتی یک دمی آیا که مهمانت شوم یانه ؟ برای طوف کویت جامه احرام بر بستم / گدای دوره گرد گوشه خوانت شوم یانه ؟ . عیدبندگی مبارک

مریم و محمد(انتظاری عاشقانه)

سلام بر خواهر غربت نشین ما بگم که وطن هواش بسی توووووووووووووووووپ مخصوصا تهران که این روزا بوی دود میده همه جاش... کم سر میزنیم بهتون چون نیستیم دیگه.درس میخونیم مثلا پایان نامه.هیچی یه موضوع برداشتم اینقدر زیاد شده مقدمش شد 100 صفحه.آخر میشه شاهنامه حکیم ابوالمحمد .... البته خودمم خسته شدم فکر کنم همین جور ادامه پیدا کنه اصل موضوع رو تو 1 صفحه تموم کنم بشه 100 تا مقدمه 1 صفحه خود موضوع. در مورد آدرس هم متشکریم خیلی بهمون لطف کردین. برامون دعا کنید که مشکلی پیش نیاد. برای شما و مهربان همسر آرزوی سلامتی و موفقیت میکنیم و امیدواریم لحظه لحظه زندگیتون پر باشه از لبخند . دوستدار شما مریم ومحمد[گل]