153- زن

از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود.
شش روز می گذشت ....
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد:
چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟
خداوند پاسخ داد:دستور کار او را دیده ای ؟
او باید کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.
باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.
باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از
جایش بلند شد ناپدید شود.
قلبی داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا
قلب شکسته، درمان کند.
این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید .
خداوند فرمود:نمی شود !! چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی.....
را که این همه به من نزدیک است،تمام کنم.
از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با
یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.

فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.
اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی .
بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی
که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .

فرشته پرسید:فکر هم می تواند بکند ؟
خداوند پاسخ داد:نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد.
آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.
ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی
زیادی مواد مصرف کرده اید.
خداوند مخالفت کرد:آن که نشتی نیست، اشک است.
فرشته پرسید:اشک دیگر چیست ؟
خداوند گفت:اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی،
تنهایی، سوگ و غرورش.
فرشته متاثر شد.
شما نابغه اید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید
چون زن ها "واقعا" حیرت انگیزند.
زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کنند.
همواره بچه ها را به دندان می کشند.
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.
بار زندگی را به دوش می کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند.
وقتی می خواهند گریه کنند، آواز می خوانند.
وقتی خوشحالند گریه می کنند..
و وقتی عصبانی اند می خندند.
برای آنچه باور دارند می جنگند.
در مقابل بی عدالتی می ایستند.
وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، نه نمی پذیرند.
بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هایشان کفش نو داشته باشند.
برای همراهی یک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.
بدون قید و شرط دوست می دارند.
وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند و وقتی
دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند.
در مرگ یک دوست، دل شان می شکند.
در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند،
با اینحال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.
آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند
چه قدر برایشان مهم هستید.
قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و
بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد
کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است،
آنها شادی و امید به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند

زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند

خداوند گفت:این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد

فرشته پرسید:چه عیبی ؟

خداوند گفت:قدر خودش را نمی داند

/ 6 نظر / 11 بازدید
یاسمن

خیلی قشنگ بود [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] خوشحال میشم به من هم سر بزنید

یاسمن

خیلی قشنگ بود خوشحال میشم به من هم سر بزنید[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

افسانه

کاش یه ذره قدر خودمون و می دونستیم....

برينسس

قربون اون خدایی خودش که چه ناز افریده

مریم و محمد(انتظاری عاشقانه)

سلام خیلی خیلی قشنگ بوداااااا واقعا من خیلی راحت اون نوشته ها رو تو همسرم درک کردم. اونجا که نوشته بود وقتی عصبانی هستن میخندن و .... همیشه با میم میگم .الان میخندی عصبانی هستیااااا. اما خب ما ها هم اشک داریم که. تازه من کلی زیاد اشک میاد.همین امروز غروب کلی اشکم اومد و دستای گرم و مهربون مریمم همشو برام پاک کرد.... اما این اشک واقعا لذتش به داشتن همون دستای یه زنه که وقتی اومد باهاش آرامش رو هدیه بگیری..... نمیدونیم این روزاا چیکارا میکنید و سر گرم چه کاری هستین اما در هر جایی و هر کاری هستین براتون آروزی موفقیت و سلامتی میکنیم و امیدواریم در کنار مهربان همسر روزهای خوبی داشته باشید. زندگی به کامتون باشه دوستتون داریم مریم و محمد[گل]

Luna

سلام عزيز دل. خاله گل.فرشته مهربونم[بوسه] بخدا انقدر اين روزا بهت فكر كردم كه نگو... به جان فرانكم كه ميدونى چقدر برام عزيزه مودم كامپيوتر سوخته و اينترنت خونه ندارم.به جان همون فرانكم هر روز به يادت بودم.به جان لونا يه روز بى اينكه به فكرت نباشم نخوابيدم. هر روز با گوشى بهت سر زدم راستش باكس نظراتت باز نميشد الانم فقط به خاطرت زوركى پراكسى پيدا كردم تا بتونم بيام اينجا. فدات. راستش ايميلتو چند ده بار خوندم. چقدر تو ماهى خاله گلم.[بوسه] ميدونى نشد كه با گوشى بهت جواب بدم راستى ادرس اصلى تو بهم ميدى تا وقتى بهت ايميلى زدم زود بخونى؟ بهرحال. ميدونى كه تايپ با گوشى يذره وقت بره؛ كسل كنندس. بخدا دلم برا اون روزا كه هر روز با هم بوديم تنگ تنگ تنگ تنگ!!!! (اى بابا دل نذاشتى برام كه!) بوس بوس بوس از ته دل عزيزم. راستى اونروز اسپاگتى(بابا ديدى باكلاس شدما!! منظورم همون ماكارونى دراز درازه ها!!) بى سس خوردم با چوب چينى تا به توام مزه كنه عزيز دل! تو چيكارا ميكنى خانومم! از ته ته ته ته(البته برات كپسول اكسيژن گذاشتم ها! غذا هم با ماكارونى دراز در خدمتما) دوست دارم.