101- نیوتون

روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند

آنها تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنند

متاسفانه انشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت.

او باید تا ۱۰۰ میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.

همه پنهان شدند الا نیوتون ...

نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد.

دقیقا در مقابل انشتین

انشتین شمرد ۹۷,۹۸,۹۹,۱۰۰

او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش

ایستاده.انشتین فریاد زد نیوتون بیرون (یا همان ساک ساک)

نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم.

او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم.

تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن

تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست...

 نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام...

که منو نیتون بر متر مربع میکنه

از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر یک پاسکال می باشد

 بنابراین من پاسکالم پس پاسکال باید بیرون بره

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
luna

چقدر جالب بود اولش خیلی تعجب کردم نویسندش عجب مخی بوده ها[خرخون][خرخون] واقعا قشنگ بود بعد ادم میشینه با خودش میگه کل دنیا رم میگشتم خاله به این مهربونی عمرا گیرم میومد بعدشم از ته دل خدا رو شکر میکنی خدا رو شکر[قلب][قلب][قلب][ماچ][ماچ][ماچ][قلب][قلب][قلب]

دیوووونه

خدای من باور نکردنیه چقدر نویسنده اش باحال بوده ممنون که همچین مطالبی رو واسمون میذاری

دیوووونه

من یکی حظ میکنم با خوندن پستات [ماچ]