170- ماه تولد من

بالاخره آذر ماه هم اومد

ماه تولد من

١۶ آذر ۵۴ ساعت ۵:٣٠ صبح وقتی خورشید

 جاویدان پا تو این دنیا گذاشت .

بابام میگه همون لحظه ای که صدای گریه منا از

 داخل اتاق زایمان که مامانم توی اون منا به دنیا

آورد شنیده گفته این جیغ و داد مال یک دخترهخجالت

و بله من دختر بودم. گرچه برادرم خیلی دوست

 داشت که به جای یک خواهر صاحب یک برادر

 میشد .ولی حالا مطمئنم که از داشتن من خیلی

 خوشحاله شاید خیلی بیشتر از زمانی که  برادرش میبودمچشمک

/ 7 نظر / 14 بازدید
ازدواج

با سلام دوست گرامی اگر تمایل دارید مشتاق تبادل لینک هستم با ارزوی موفقیت[گل]

مریم و محمد(انتظاری عاشقانه)

سلام مبارکا باشه. پس آذر ماه ماه تولد شماست. ای خدا دعا کنید ببینیم میشه بشه ماه عقد ما یا نه.... مگه چه جور جیغ میزدین؟؟؟ در هر صورت منتظر پست تولدیم... راستی از حال مریم پرسیدین. من باید میمی رو بخورم.رفتیم دکتر بعد به من پنی سیلین دادن و گولم زدن 2 تا پنی سیلین رو 1 کی کردن با سرنگ سایز غول... اشکم در اومد ... میمم خدا رو شکر بهتره. متشکریم که به فکر ما هستین دوستدار شما مریم ومحمد [گل]

پرینسس

وقتی که فکرش میکنم تو اونقدر کوچیک بودی وجیغ میزدی ناخود اگاه لبخند میزنم کاش میشد اون لحظه تورا میدیدم وحتی بهت دست میزدم بهت میاد خیلی شکننده وظریف باشی وشاید هم جیغ جیغو که کسی رو خواب نمیذاشته

هانی

سلام پیشا پیش تولدتونو تبریک میگم انشاالله یادم باشه روز تولدتون بیام تبریک بگم تنها کادویی که میتونم بهتون بدم ارزوهای منه که امیدوارم خورشید زندگیت همیشه برای خوشبختی بدرخشه ویه ارزوام برای دوستانم (م ,م)دارم که انشاالله روزی بشه که خبر خوشی به شیرینی کیک عروسی داشته باشن تا کام مارم شیرین کنن با خبر روز پیوندشان [گل][قلب]

افسانه

تولدت مبارك خورشيد عزيز. جاودانه باشي. [بغل][ماچ][گل][گل]

سلام تولدت مبارک [هورا][دست] خوشحالم که تونستم سر موقع بیام وتولدتونو تبریک بگم

هانی

شرمنده باز اسممو یادم رفت بنویسم