4 - من و خواهرم

نکنه قاطی پاتی شده باشه همه چی و این دختر خبر نداشته باشه

راستش هوا سرده و دلش نمیخواد بره بیرون الانم نوک انگشتاش کلی سردشونه ولی بازم دارند رو دکمه های کیبورد بالا و پایین میپرند

هوای اینجا مثل هوای شهربچه گی هاست اونجا هم همینقدر سرد بود شایدم بیشترسوال

پس فردا باید تمرین های درسم را تحویل معلمم بدم اینقدر امروز فردا کردم تا مثل همیشه همه اونا موندند واسه لحظات آخر

مثلا باید بتونم زمانم را مدیریت کنم ولی ....

یک( ها )به نوک انگشتام میکنم تا یک کمی گرمتر بشند هوا خیلی هم سرد نیست ولی اونا سردشونه .

مطمئنم معنی این حرفاما فقط خواهر جونم میفهمهقلب

آخ که چقدر دلم براش تنگ شده از وقتی اومدم اینجا فقط یکبار اومد پیشم اونم من اینقدر گیج بودم که اصلا نتونستم کاری کنم که از بودن کنار من شاد بشهناراحت

منبع عکس:http://www.motehareksaz.blogfa.com

من وخواهر عزیزم وقتی کنار هم باشیم همینجوری می خندیم

 






آخرین مطالب

» 241- نوروز 1391 ( ۱۳٩۱/۱/۱٢ )
» 240- روز اول و دوم ( ۱۳٩٠/۱۱/۱٥ )
» 239- New Orleans ( ۱۳٩٠/۱۱/٩ )
» 238- برف ( ۱۳٩٠/۱۱/۱ )
» 237- کشف جدید خورشید جاودان ( ۱۳٩٠/۱٠/٢٩ )
» تولد دوست نازنینم لونا ( ۱۳٩٠/۱٠/۱۱ )
» 235- اولین برف پاییزی ( ۱۳٩٠/۸/۸ )
» 234- کایاک سواری22 اکتبر 2011 ( ۱۳٩٠/۸/۱ )
» 233- فلوریدا ( ۱۳٩٠/٧/۳٠ )
» 232- ]چهار درس زندگی ( ۱۳٩٠/٧/۱۸ )