51- قرارداد

امروز رفتم کلاس استپ آخ که چقدر دوستش داشتم این کلاسا همش من را یاد 2 سال پیش مینداخت . یک دخترک بود که همکار مربی بود همچین یک نموره هم کپل مپل بود مثلا میخواست کلاس بذاره که این همه فعاله گفت : من 2 ماهه که استپ کار نکردم سوالمنظورش این بود که درسته که 2 ماهه استپ کار نکردم ولی ببینید چه خوب کار میکنم .اومدم بگم چی فکر کردی آبجیت که اینجانب باشه 2 ساله که هیچ تکون درست و درومونی به هیکلش نداده و حالا داره استپ کار میکنه.

---ولی خداییش از نفس افتاده بودما . اینجا که غریبه سر نمیزنه بذار واسه خودمون کلاس الکی نذاریم .

***دختر داری پیر میشی و خبر ندارینیشخند***

ولی خوشم اومد یک پیرزنه بود فکر کنم 60 -70 سالی داشت ماشاالله به جونش پا به پای مربی میومد . کلی باهاش حال کردم

اونا که میدیدم به خودم میگفتم تو هم اگه خدا بهت عمر طولانی داد باید تا وقتی زنده ای همینجوری استپ کار کنی

چون به خودم قول داده بودم که وقتی کلاس ورزش ثبت نام کردم اجازه داذم یک برش پیتزای کاسکو بخورم . برای همین فردا آقایی را میبرم خرید و با لذت تمام پیتزا میخورمقلب

دارم کم کم عاشق خودم میشم که همینجوری دارم به تک تک قولهایی که به خودم دادم عمل میکنم .

موضوع نوشته امروزم را قرارداد گذاشتم چون :

آقایی ما که یک جورایی معمولا سازش کوک منفی داره به من گفت که برم قرارداد یکساله ای که بستم را فسخ کنم و همون یک ماهی که میتونم با $19 برم ورزش را برم . هر چی گفتم آخه آقایی جان الان به من کوپن تخفیف دادند بعدش باید حدود $100 اضافه تر بدما . گفت نه همیشه از این چیزا هست تازه من فکر نکنم تو تا یکسال یکسره بری جیم . وسطش خسته میشی . گفتم نه آقایی من شاید تو بعضی چیزا اولش پرانرژی باشم بعد وسطاش خسته بشم ولی تو ورزش اگه مربیم اذیت نکنه به این راحتی ولش نمیکنم .

خلاصه بخاطر دل آقایی و سفر ماه بعدم پیش خواهر جونم نخواستم روی گل آقایی را زمین بزنم و امروز رفتم قرادادما فسخ کردم چون از روز ثبت نام 3 روز بیشتر مهلت فسخ قرارداد نبود . هر چی هم دخترک بیچاره زور زد و برام حساب کتاب کرد که اینجوری من میتونم پول بیشتری ذخیره کنم . آخرش گفتم ببین این آقایی ما شاید دلش بخواد این وسط $100 ضرر کنه شاید دوست داره حالا هر چی تو زرو بزنی آقایی ما وقتی تصمیم بگیره دیگه گرفته . منم حال و حوصله کلنجار رفتن با اونا ندارم تو اگه دوست داری بیا خودش بهش بگو ( اینا را دیگه تو دلم میگفتم )زباناینم آرم باشگاهی که من میرم. 






آخرین مطالب

» 241- نوروز 1391 ( ۱۳٩۱/۱/۱٢ )
» 240- روز اول و دوم ( ۱۳٩٠/۱۱/۱٥ )
» 239- New Orleans ( ۱۳٩٠/۱۱/٩ )
» 238- برف ( ۱۳٩٠/۱۱/۱ )
» 237- کشف جدید خورشید جاودان ( ۱۳٩٠/۱٠/٢٩ )
» تولد دوست نازنینم لونا ( ۱۳٩٠/۱٠/۱۱ )
» 235- اولین برف پاییزی ( ۱۳٩٠/۸/۸ )
» 234- کایاک سواری22 اکتبر 2011 ( ۱۳٩٠/۸/۱ )
» 233- فلوریدا ( ۱۳٩٠/٧/۳٠ )
» 232- ]چهار درس زندگی ( ۱۳٩٠/٧/۱۸ )